بابا صفرى
198
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
كليساى اردبيل : كليساى اردبيل نيز از جمله آثارى است كه بايد در اين بخش از كتاب از آن نام برد . عمارت كليسا خيلى قديمى نيست و بيش از يكقرن از بناى آن نميگذرد ولى از لحاظ معنوى و اجتماعى شايان توجه مىباشد . زيرا در شهرى كه مردم آن بتعصب شديد در امور مذهبى شهرت داشتهاند آنچنان بآزاديهاى فردى و اجتماعى احترام گذاشته ميشده است كه در تاريكترين دوره هاى تعصبات مذهبى ايرانيان ، اقليتهاى مذهبى با آزادى كامل در اين شهر عبادت ميكردند و مسلمانان و مسيحيان و كليمىها در كنار هم همزيستى مسالمتآميزى داشتند . ما قبلا هم خوانندگان دانشمند را توجه دادهايم كه چون اردبيل بر سر شاخهاى از راه معروف ابريشم قرار داشت مركز مهم بازرگانى ايران با قفقاز و ماوراى آن و كرانههاى درياى سياه تا لهستان بشمار ميآمد و بدينجهت جماعتى از مليتهاى گوناگون و با مذاهب مختلف از شرق و غرب ايران بدين شهر آمدوشد داشتند و مصون از تعرض قشرى مذهبان نقاط ديگر ، كه نسبت به غير مسلمانان روا ميداشتند ، در اين شهر براحتى و امن زندگى ميكردند . در مراسم مذهبى خود آزاد بودند و جان و مالشان ، توأم با احترام متقابل ، در امان بود . ارامنه از جملهء اين جماعت بودند كه از قديم الايام ، حتى قبل از تأسيس سلسلهء صفوى به اين شهر آمده در آن متوطن گرديدند و كوچه و محلهء مخصوصى هم براى خود بوجود آوردند كه امروز نيز بنام ارمنستان خوانده مىشود . تاريخ مهاجرت آنها و ايجاد كليسا در اردبيل ناپيداست و تاورنيه جهانگرد فرانسوى كه در عهد شاه عباس دوم باردبيل آمده است مينويسد كه اين شهر « يك كوچهء قشنگى دارد كه در منتها اليه آن كليساى ارامنه واقع شده است » . جاى كليساى قديمى نيز مثل تاريخ آن نامعلوم است و اصولا نميدانيم كه از آغاز مهاجرت ارامنه باردبيل چند بار كليساى آنها تجديد بنا يافته است . ولى كليساى فعلى ، طبق سوابقى كه در خليفهگرى ارامنهء آذربايجان موجود است « 1 » ، در سال 1876 ميلادى ( مقارن 1255 خورشيدى و 1292 قمرى ) بوسيلهء
--> ( 1 ) - برطبق نامه شماره 7 / 314 / آ مورخ 9 خردادماه 1349 خليفهگرى كل ارامنهء آذربايجان .